چکیده مقاله ای که در مجموعه زیر به چاپ خواهد رسید:
پاکتچی، احمد و همکاران، بنیادگرایی و سلفیه: بازشناسی طیفی از جریانهای دینی
جهان اسلام بلحاظ جغرافيايي گسترده و وسيع و از نظر فرهنگي نيز بسيار متنوع است و به همين دليل بايد از ارائه تحليلهاي تکعاملي در مورد پديدههاي ظاهر شده در آن اجتناب کرد. با اين همه در مورد زمينههاي بنيادگرايي و سلفيه ميتوان به يک عامل اصلي مواجهه با تمدن غرب و مدرنيته و عوامل محلياي مثل: فقدان دموکراسي، فقدان تحصيلات کلاسيک ديني، اوج گرفتن باورهاي ديني در برخي جوامع اشاره کرد. مدرنيته با ايجاد تحول در نقش دين در زندگي فردي و اجتماعي، بحرانهاي متعدد هويتي و اجتماعي را براي جوامع سنتي ايجاد کرده است. بنيادگرايي ديني معمولاً واکنش به اين تحولات دانسته ميشود. همچنين عوامل فرعي و محلي نيز هم در شدت و ضعف اين واکنش و هم نحوه بروز و ظهور آن تاثيرات گوناگوني دارد. اين مقاله کوشيده برخي از زواياي عامل اصلي و عوامل محلي ديگر را روشن کند.
3 نظرات شما:
خیلی هم مطمئن نباشید که بنیادگرایی تنها واکنشی به مدرنیته باشد. مثلا حرکت ابن تیمه اشتراکات زیادی با بنیادگرایی اکروزی دارد(علاوه بر اینکه بنیادگرایان امروزی توجیحات خود را از فتاوای او می گیرند) با این حال در آن روزگار هنوز نه از مدرنیته نشانی بود و نه غرب مدرن. همچنین است در مورد حرکت امام محمدبن عبدالوهاب. عنوان نوشته هم چنین الغا می کند که بنیادگرا وسلفی هم معنا یا هم مصداق اند، اما دستکم در یک جهان ممکنی می توان تصور کرد که اینگونه نباشند(بامزس).
منظورم از اکروزی همان امروزی بود و الغا هم همان القا!
در متن مقاله اشاره شده به این. درست میگویید.
ارسال يک نظر