۳۱ ژانویهٔ ۲۰۱۰

مراجع جدید در مطالعات قرآنی

برای آشنایی با قران در زبان انگلیسی سه مرجع نسبتاً جدید وجود دارد:
اولی دائره‌المعارف قرآن بریل (پنج جلد بعلاوه یک جلد ایندکس) است که احتمالاً اکثراً با آن آشنایند.
دومی کتاب همراه کمبریج به قرآن به سرویراستاری مک آلیف و منتشر شده به سال 2006.
سومی کتاب همراه بلک‌ول به قران به سرویراستاری آندرو ریپین قرآن‌پژوه شهیر کانادایی و این نیز به سال 2006.
از کتاب کمبریج، مطالعه فصل سوم که نوشته هرالد موتسکی است را به دوستان توصیه می‌کنم. این فصل درآمدی کوتاه به مطالعات اخیر در زمینه قرآن‌پژوهی در غرب است که از سنت گلدزیهر و شاخت آغاز کرده و به مطالعات معاصر افرادی همچون ونزبرو و لوکزنبرگ و ... رسیده. اشارات مختصرند اما تصویر نسبتاً جامعی از مطالعات انجام شده و در حال انجام ارائه شده است.
از دیگر نکات جالب در این کتاب بخصوص فصل آخر آن، اشارات اگرچه کوتاه آن به سنت تفسیری شیعی است که معمولاً در مطالعات قرآنی کلاً مغفول واقع می‌شود. بخصوص اشاره نویسنده به کتاب البیان مرحوم خویی و نیز نظریات علامه طباطبایی درباره ناسخ و منسوخ که با دیدگاههای مشهور اهل سنت تفاوت بسیار دارد، برایم جالب بود. تدقیق در تفاوتهای اساسی دیدگاههای اهل سنت و تشیع هم در زمینه روش‌شناسی تفسیر و هم محتوای تفاسیر می‌تواند زمینه پژوهشی مناسبی برای قرآن‌پژوهان ایرانی باشد.
من با مطالعه صرفاً چند فصل ابتدایی کتاب همراه قرآن بلک‌ول به نظرم رسید که این‌دو از جهت رویکردهایشان به قرآن یک تفاوت اساسی دارند. بلک‌ول سعی کرده کتابی با همدلی بسیار بالا با باورهای رایج اسلامی درباره قرآن منتشر کند و برعکس کمبریج کمی انتقادی‌تر با این مقوله مواجه شده. فصل دوم کتاب بلک‌ول البته تلاش کرده مبنایی هم برای این دیدگاه همدلانه‌اش ارائه کند. چیزی که اسمش را گذاشته دینامیک های درونی-بیرونی که البته مقصود چندان روشن نیست. البته اين قضاوتي است مبتني بر صرفاً مطالعه چند فصل ابتدايي کتاب.
از کتاب‌های دیگر در زمینه مطالعات قرآن که اینروزها مشغول مطالعه‌اش بوده‌ام، کتاب روشنفکران معاصر مسلمان و قرآن است که به معرفی رویکردهای تفسیری آنان می پردازد. از میان متفکران معاصر شیعه تنها فصلی از فصول یازده‌گانه به مجتهد شبستری اختصاص یافته است. مغفول ماندن نظریات شیعی در زمینه قرآن در این کتاب هم کاملاً مشهود است.
به نظر می‌رسد با توجه به زمینه‌های موجود عقلگرایانه در سنت تشیع، معرفی این سنت بخصوص در زمینه تفسیر قرآن که مهم‌ترین مرجع در میان مسلمانان است، می‌تواند فضای خوبی حتی در سراسر جهان اسلام در زمینه فهم قرآن باز کند. در حالیکه نصر حامد ابوزید برای نشان دادن سوابق اندیشه‌هایش در جهان اسلام به اندیشه‌های معتزلیان متوسل شده، چیزی شبیه به همان اندیشه‌های اعتزالی در مکتب شیعه هست که اتفاقاً کاملاً زنده است. این امتیازی است که باید از آن بهره گرفت.
در مورد دائره‌المعارف قرآن (EQ) من هم مثل بسیاری از دوستان دیگر احساس خوبی ندارم. نمیتوانم قاطعانه بگویم کار ضعیفی است اما همان تفاوتی که در دو دائره‌المعارف فلسفی پل ادواردز و دائره‌المعارف فلسفه کمبریج هست، بین EI2 (دائره‌المعارف اسلام ویرایش دوم) و EQ (علیرغم اختلاف موضوعشان) هم وجود دارد. مداخل بسیار کوتاه، جمع و جور شده اند و بدتر اینکه مبنا در مداخل (غیر اَعلامي) عمدتاً همان زبان انگلیسی است؛ یکجور ساده‌سازی به سبک امریکایی؛ من امیدوارم ویرایش سوم دائره‌المعارف اسلام گرفتار این بلیه نشده باشد.

2 نظرات شما:

solmaz گفت...

ما که سوادمون نمیرسه!
چی میخونی شما؟

solmaz گفت...

چه مسیر پر فراز و نشیبی! از امام صادق تا IPM! من از امام صادقیا میترسم -چون کتکشونو خوردم- و IPM ها رو دوس دارم!
به هر حال از شما با این زمینه ی تحصیلات بعید بود اون نظریه ی عرفانی که پای یه پست من صادر کردی.
من دانشجوی کارشناسی فلسفه ام. تهران.