۲۰ نوامبر ۲۰۰۹

درياي مرگ

اين عکس را پاييز سال گذشته در همين ايام گرفته‌ام.


در خزان آن صدهزاران شاخ و برگ
از هزيمت رفته در درياي مرگ

مولوي

4 نظرات شما:

solmaz گفت...

سولماز: شدیدا (و باز هم شدیدا) مخالفم هر چیزی را که معلوم نیست چیست، قابل تحقیق در عرفان بدانیم و فکر کنیم ساحت عرفان ساحتیست که هر چیزی که چیزی نیست را میتوانیم درش بچپانیم و بعد با خیل راحت حاصل از آن چپانده شدن برویم زندگیمان را بکنیم.
دکتر قوام یک چیز خیلی مفید یاد داده به من: آدم (فیلسوف) قرار نیست همه چیز را حل کند.
و این "شریعت غیر ظاهری" هم میگویید را هیچ نمیفهمم چه کوفتی است. احتمالاً از جنس همان "اسلام واقعی" است! -که تا کسی متعرض پیامدهایش بشود پاسخ میشنود که این نتیجه ی اسلام واقعی نیست و اگر واقعی بود یک چیز دیگر میشد!-

ناشناس گفت...

http://moneyary.blogspot.com

محمد گفت...

سلام
وبلاگ خوبی داری تشکر از رحماتی که میکشی
من یه سوال داشتم
چطور میشه عکس با سایز کوچکتر در وبلاگ گذاشت که با کلیک کردن به سایز اصلی خودش برگرده

mostafa گفت...

پس منتظریم توبه ات را که شکسته شود
گفت: عهد کردم که دگر می نخورم بار دگر
بجز از امشب و فردا شب و شبهای دگر