۲۴ سپتامبر ۲۰۰۷

زبان، ذهن و فرهنگ: يک مقدمه کاربردي

اين کتاب مطالعه‌اي است درباب روابط ذوالوجوهي که بين زبان، ذهن و فرهنگ وجود دارد با استفاده از روش‌هاي زبان‌شناسي شناختي. نويسنده علاوه بر مطرح کردن مسائل نظري بسيار غني و نو در اين کتاب تلاش کرده با افزودن تمارين و مثالهاي بسيار –البته به انضمام راه‌حل‌هاي پيشنهادي تمارين- از فهميده‌شدن مسائل نظري توسط خواننده اطمينان يابد و البته وجه کاربردي اين مسائل نظري را نيز روشن‌تر کند. علاوه بر اين، کتاب در پايان حاوي يک اصطلاح‌نامه نيز هست که خواننده هنگام مواجهه با عبارات و اصطلاحات نامانوس مي‌تواند به آن مراجعه کند. اهميت اين کتاب از يک جهت در اين است که پيامدهاي نظريِ زبانشناسي شناختي را در دو ساحت ذهن و فرهنگ مورد کنکاش قرار مي‌دهد و البته در اين کار خواننده را چندان درگير پيچيدگيهاي تخصصي زبان‌شناسي و علوم شناختي نيز نمي‌کند. توضيح اينکه در باب مسائل مختلف مربوط به ذهن، زبان و فرهنگ دو گرايش عمده وجود دارد: يکي تجربي‌گرايي[1] و ديگري عيني‌گرايي[2]. هرکدام از اين دو رويکرد، موضع متفاوتي دربرابر مسائل مربوطه اتخاذ مي‌کنند. کوکسس در کتاب حاضر مواضع اين دو رويکرد را در پاسخ به هشت سئوال محوري زير چنين خلاصه مي‌کند

آيا جنبه‌هاي مختلف ذهن تحت اداره فرايندهاي متفاوتي هستند يا فرايندهاي واحدي بر آنها حکمفرماست؟
اين مساله همان «حوزه‌اي ‌بودن ذهن»[3] است که دو رويکرد نسبت به آن وجود دارد
رويکرد حوزه‌اي و رويکرد کل‌گرا[4]. اولي شاخصه فلسفه عيني‌گرا و ديگري ويژگي فلسفه تجربي‌گرايي است. البته عليرغم اعتقاد عيني‌گرايان به وجود حوزه‌هاي متمايز در ذهن، آنان به ارتباط متقابل و تعامل اين حوزه‌ها با يکديگر باور دارند.

ماهيت واقعيت چيست؟ آيا جهان هم‌اکنون مستقل از ناظران انساني و في‌نفسه ساختمند[5] است يا اينکه جهان چون شيئي يا توده‌اي ناساختمند است که فرايندهاي ذهن انسان است که ساختمندي را بدان داده است؟

[1] Experientialist
تجربي گرايي را نبايد با امپريسيزم يکي گرفت.
[2] Objectivist
[3] modularity of mind
[4] holistic
[5] structured