يکي از مقالات مهم و کلاسيک در فلسفهي تحليلي «انديشه» از فرگه است که هشت سال پيش از درگذشت او به چاپ رسيده است. فرگه در اين مقاله که اساساً به منظور تبيين يک قلمرو مابعدالطبيعي به نام «انديشه» نوشته شده است، ضمناً نظريهي مطابقت صدق را نيز رد ميکند. از نظر او انديشه «همان معناي جمله» است. در اين نوشته ميکوشم دلايل فرگه بر بطلان نظريه مطابقت صدق را صورتبندي کنم.
يک. تحديد معناي صدق
فرگه در آغاز و در تلاش براي تعريف صدق منطقي، با اين مفهوم عام آغاز ميکند که «هدف همهي علوم دستيابي به صدق» است. منظور فرگه از اينکه علوم در پي دستيابي به صدق اند اين است که همهي آنها تلاش ميکنند در قلمرو خاص خود به قضايايي صادق دست بيابند. مثلاً رياضيدانان در پي دستيابي به قضاياي صادق رياضياند و شيميدانان به همينسان در جستجوي قضاياي صادق شيمي. اما آنچه منطق را از کليه اين علوم متمايز ميکند اين است که منطق در پي «تعيين قوانين صدق» است. اما قانون در اينجا ميتواند معاني متفاوتي داشته باشد؛ قانون به معناي قوانيني که توسط انسانها وضع ميشود و بايد از آن تبعيت کرد و قانون به معناي «جنبههاي کلي رويدادهاي طبيعي». فرگه توضيح ميدهد که مرادش از قانون همين معناي اخير آن است. اما از اين عبارت ميتوان دو تلقي متفاوت داشت: ممکن است انديشيدن را يک رويداد ذهني دانست و به تبيين جنبههاي کلي که در فرايند انديشيدن براي احراز صدق قضايا دخيل است پرداخت و ديگر اينکه آن را به معناي قوانين کشف صدق به کار برد. از نظر فرگه معناي اول روايتي روانشناختي و دومي منطقي است. اين تمايز مشابه همان تمايز بين justification و explanation است که در سنت فلسفهي اسلامي از آن به مقام اثبات و ثبوت يا لم اثباتي و لم ثبوتي و يا تفکيک بين دليل و علت ياد شدهاست.
بنابه تصريح فرگه، مراد از کشف قوانين صدق نه تبيين رويدادهاي ذهني بلکه «کشف قوانين صادق دانستن چيزها»ست. زيرا صدق اولي صدقي بالامکان contingent است که در منطق نميتواند مورد توجه قرار بگيرد.
دو. استدلالها در مخالفت با نظريه مطابقت
استدلالهاي فرگه در رد تئوري مطابقت صدق اساسا خاستگاه زباني دارد. به اين معنا که فرگه بيشاز آنکه در پي تدقيق «معنا»ي صدق باشد به کاربردهاي زباني آن توجه دارد؛ گواينکه صدق اساسا ماهيتي زباني دارد و نه انتولوژيک. او ابتدا به نقش دستوري صدق ميپردازد: صدق يک صفت است که مثل هر صفت ديگري نيازمند موصوف است. اما چه چيزهايي ميتوانند موصوف صدق قرار بگيرند؟ فرگه چهار دسته موصوف احتمالي براي صدق ذکر ميکند:
تصاوير، ايدهها، جملات، انديشهها
ادامه مقاله بصورت متن پي دي اف
يک. تحديد معناي صدق
فرگه در آغاز و در تلاش براي تعريف صدق منطقي، با اين مفهوم عام آغاز ميکند که «هدف همهي علوم دستيابي به صدق» است. منظور فرگه از اينکه علوم در پي دستيابي به صدق اند اين است که همهي آنها تلاش ميکنند در قلمرو خاص خود به قضايايي صادق دست بيابند. مثلاً رياضيدانان در پي دستيابي به قضاياي صادق رياضياند و شيميدانان به همينسان در جستجوي قضاياي صادق شيمي. اما آنچه منطق را از کليه اين علوم متمايز ميکند اين است که منطق در پي «تعيين قوانين صدق» است. اما قانون در اينجا ميتواند معاني متفاوتي داشته باشد؛ قانون به معناي قوانيني که توسط انسانها وضع ميشود و بايد از آن تبعيت کرد و قانون به معناي «جنبههاي کلي رويدادهاي طبيعي». فرگه توضيح ميدهد که مرادش از قانون همين معناي اخير آن است. اما از اين عبارت ميتوان دو تلقي متفاوت داشت: ممکن است انديشيدن را يک رويداد ذهني دانست و به تبيين جنبههاي کلي که در فرايند انديشيدن براي احراز صدق قضايا دخيل است پرداخت و ديگر اينکه آن را به معناي قوانين کشف صدق به کار برد. از نظر فرگه معناي اول روايتي روانشناختي و دومي منطقي است. اين تمايز مشابه همان تمايز بين justification و explanation است که در سنت فلسفهي اسلامي از آن به مقام اثبات و ثبوت يا لم اثباتي و لم ثبوتي و يا تفکيک بين دليل و علت ياد شدهاست.
بنابه تصريح فرگه، مراد از کشف قوانين صدق نه تبيين رويدادهاي ذهني بلکه «کشف قوانين صادق دانستن چيزها»ست. زيرا صدق اولي صدقي بالامکان contingent است که در منطق نميتواند مورد توجه قرار بگيرد.
دو. استدلالها در مخالفت با نظريه مطابقت
استدلالهاي فرگه در رد تئوري مطابقت صدق اساسا خاستگاه زباني دارد. به اين معنا که فرگه بيشاز آنکه در پي تدقيق «معنا»ي صدق باشد به کاربردهاي زباني آن توجه دارد؛ گواينکه صدق اساسا ماهيتي زباني دارد و نه انتولوژيک. او ابتدا به نقش دستوري صدق ميپردازد: صدق يک صفت است که مثل هر صفت ديگري نيازمند موصوف است. اما چه چيزهايي ميتوانند موصوف صدق قرار بگيرند؟ فرگه چهار دسته موصوف احتمالي براي صدق ذکر ميکند:
تصاوير، ايدهها، جملات، انديشهها
ادامه مقاله بصورت متن پي دي اف
1 نظرات شما:
سلام/خسته نباشید و سال نو تون مبارک/امیدوارم سال86 سال خوب و پرباری برای خودتون و وبلاگتون باشه
ارسال يک نظر