الکساندر کويره يکي از فيلسوفان و تاريخنگاران برجسته علم قرن بيستم و استاد کوهن است
يک بيوگرافي کوتاه از او
بعلاوه فهرست آثار
و نيز فهرست کتاب مطالعات گاليله اي او و بخشي از مقدمه اين کتاب که از انگليسي برگردانده ام در زير آمده است
اصل کتاب به فرانسه است
دامنهي گستردهي پژوهش و تلاش براي اعطاي يک معناي جديد به تمدن، الکساندر کويره را تبديل به يکي از شجاعترين و بانفوذترين تاريخنگاران علم در قرن بيستم کردهاست. کويره روسيالاصل و فلسفهآموختهي آلمان بود، تابعيت فرانسوي داشت و امريکا را نيز به عنوان موطن علمي دوم خود برگزيدهبود. او پس از انقلاب 1905 روسيه دستگير شد و گفته شده «تحقيقات منطقي» هوسرل را در زندان خوانده است. از 1908 تا 1914 در پاريس، به همراه برگسون، لالاند و برونشويک و در گوتينگن، با هيلبرت و رايناخ به تحصيل پرداخت. در 1914 به روسيه بازگشت تا در انقلاب اکتبر شرکت کند. در 1919 به پاريس مهاجرت کرد، فلسفه را در مونت پلير آموخت و از 1931 مسئول بخش «تاريخ انديشههاي ديني در اروپاي جديد» در اکول پراتيک شد. در 1929 يک تز دکتراي مهم دربارهي بوهم و يک مقاله دربارهي فلسفه رومانتيک روسيه استعداد او براي ترکيب «شهود محضِ» متافيزيک با بافتهاي فرهنگياي مثل معنويت رنسانسي يا ناسيوناليزم روسي از طريق «تحليل مفهومي» را نشان داد.
از کويره آثار زير بر جاي ماندهاست
(1922) Essai sur l’idée de Dieu et les preuves de son existence chez Descartes
مفهوم خدا و دلايل وجود او در دکارت
مباني الهيات دکارتي از طريق مفاهيم عدمتناهي و کمال چنانکه در تاملات دکارت مورد بحث قرار گرفتهاست.
(1923) L’idée de Dieu dans la philosophie de Saint Anselme
انديشهي خدا در فلسفهي آنسلم قديس
(1929a) La philosophie de Jacob Boehme
فلسفهي ياکوب بوهم
تز دکتراي او که به برونشويک و ژيلسون تقديم شدهاست.
(1929b) La philosophie et le problème national en Russie au début du XIXe siècle
فلسفه و مسالهي ملي در روسيه
يک تامل انتقادي درباره هويت فرهنگي سرزمين مادرياش از دريچهي پيروان قرن نوزدهمي هگل و فلسفه طبيعي.
(1938) Trois leçons sur Descartes
سه سخنراني درباره دکارت
(1939) Études galiléennes
مطالعات گاليلهاي
(1943) ’Galileo and Plato’, Journal of the History of Ideas
گاليله و افلاطون
(1945) Discovering Plato
بازخواني دوبارهي افلاطون
(1948) ’Du monde de l’à-peu-près à l’univers de la precision’
از جهان تقريب تا عالم دقت
(1955a) Mystiques, spirituals, alchymistes du du XVIe siècles allemand
عارفان، روحانيان، شيميدانان آلمان قرن شانزدهم
(1957) From the Closed World to the Infinite Universe,
از جهان بسته به عالم نامتناهي
(1961a) La révolution astronomique
انقلاب نجومي
(1961b) Études d’histoire de la pensée philosophique
مطالعاتي درباب تاريخ انديشهي فلسفي
(1965) Newtonian Studies
مطالعات نيوتوني
(1966) Études d’histoire de la pensée scientifique
مطالعاتي درباره انديشهي علمي
Koyré, A. and Cohen I.B. (eds) (1971-2) Isaac Newton’s Philosophiae Naturalis Principia Mathematica,
دربارهي کتاب «اصول رياضي فلسفهي طبيعي» اسحق نيوتون
مفهوم خدا و دلايل وجود او در دکارت
مباني الهيات دکارتي از طريق مفاهيم عدمتناهي و کمال چنانکه در تاملات دکارت مورد بحث قرار گرفتهاست.
(1923) L’idée de Dieu dans la philosophie de Saint Anselme
انديشهي خدا در فلسفهي آنسلم قديس
(1929a) La philosophie de Jacob Boehme
فلسفهي ياکوب بوهم
تز دکتراي او که به برونشويک و ژيلسون تقديم شدهاست.
(1929b) La philosophie et le problème national en Russie au début du XIXe siècle
فلسفه و مسالهي ملي در روسيه
يک تامل انتقادي درباره هويت فرهنگي سرزمين مادرياش از دريچهي پيروان قرن نوزدهمي هگل و فلسفه طبيعي.
(1938) Trois leçons sur Descartes
سه سخنراني درباره دکارت
(1939) Études galiléennes
مطالعات گاليلهاي
(1943) ’Galileo and Plato’, Journal of the History of Ideas
گاليله و افلاطون
(1945) Discovering Plato
بازخواني دوبارهي افلاطون
(1948) ’Du monde de l’à-peu-près à l’univers de la precision’
از جهان تقريب تا عالم دقت
(1955a) Mystiques, spirituals, alchymistes du du XVIe siècles allemand
عارفان، روحانيان، شيميدانان آلمان قرن شانزدهم
(1957) From the Closed World to the Infinite Universe,
از جهان بسته به عالم نامتناهي
(1961a) La révolution astronomique
انقلاب نجومي
(1961b) Études d’histoire de la pensée philosophique
مطالعاتي درباب تاريخ انديشهي فلسفي
(1965) Newtonian Studies
مطالعات نيوتوني
(1966) Études d’histoire de la pensée scientifique
مطالعاتي درباره انديشهي علمي
Koyré, A. and Cohen I.B. (eds) (1971-2) Isaac Newton’s Philosophiae Naturalis Principia Mathematica,
دربارهي کتاب «اصول رياضي فلسفهي طبيعي» اسحق نيوتون
مطالعات گاليلهاي
نوشتهي: الکساندر کويره
فهرست مطالب
بخش اول: سپيدهدم علم کلاسيک
مقدمه
مباحثات قرون وسطا: فرانسيسکو بوناميکو
فيزيک اندازه حرکت: بِنِدِتّي
گاليه
بخش دوم: قانون اجسام سقوطکننده: دکارت و گاليله
مقدمه
گاليله
دکارت
دوباره گاليله
بخش سوم: گاليله و قانون اينرسي
مقدمه
يک. مسالهي فيزيکي کپرنيکگرايي
کپرنيک
برونو
تيکو براهه
کپلر
دوم. گفتاري درباب دو نظام جهاني اصلي و مناقشات ضد ارسطويي
مناقشهي ضد ارسطويي
فيزيک گاليله
ضميمه بخش سوم: حذف گرانش
يک. پيروان گاليله
کاواليري
توريچلي
گاسندي
دو. دکارت
کيهان
اصول
پانوشتها
نوشتهي: الکساندر کويره
فهرست مطالب
بخش اول: سپيدهدم علم کلاسيک
مقدمه
مباحثات قرون وسطا: فرانسيسکو بوناميکو
فيزيک اندازه حرکت: بِنِدِتّي
گاليه
بخش دوم: قانون اجسام سقوطکننده: دکارت و گاليله
مقدمه
گاليله
دکارت
دوباره گاليله
بخش سوم: گاليله و قانون اينرسي
مقدمه
يک. مسالهي فيزيکي کپرنيکگرايي
کپرنيک
برونو
تيکو براهه
کپلر
دوم. گفتاري درباب دو نظام جهاني اصلي و مناقشات ضد ارسطويي
مناقشهي ضد ارسطويي
فيزيک گاليله
ضميمه بخش سوم: حذف گرانش
يک. پيروان گاليله
کاواليري
توريچلي
گاسندي
دو. دکارت
کيهان
اصول
پانوشتها
مقدمه کتاب مطالعات گاليله اي
خوشبختانه اينروزها ديگر نياز نيست بر فايدهي مطالعهي تاريخي علم اصرار بورزيم. پس از شاهکارهاي کساني چون دوهم، اميل ميرسون، کاسيرر و برونشويک، ديگر حتي اصرار بر فايدهي فلسفي و مثمرثمر بودن چنين مطالعاتي نيز ضرورتي ندارد. زيرا مطالعهي تطور انديشههاي علمي–تنها تاريخي که (بعلاوهي تاريخ فنآوري مربوطه) ميتواند به مفهوم بسيار تقديسشده و بسيار تقبيحشدهي پيشرفت[1] معنايي بدهد- ناکاميها و کاميابيهاي ذهن انساني که پنچه در پنجهي واقعيت دارد را برايمان آشکار ميکند؛ به ما نشان ميدهد که در طريق معرفت، براي هر گام چه تلاش فوقبشرياي هزينه شدهاست، تلاشي که گاه منجر به يک جهش تمامعيار در انديشهي انساني شده است
خوشبختانه اينروزها ديگر نياز نيست بر فايدهي مطالعهي تاريخي علم اصرار بورزيم. پس از شاهکارهاي کساني چون دوهم، اميل ميرسون، کاسيرر و برونشويک، ديگر حتي اصرار بر فايدهي فلسفي و مثمرثمر بودن چنين مطالعاتي نيز ضرورتي ندارد. زيرا مطالعهي تطور انديشههاي علمي–تنها تاريخي که (بعلاوهي تاريخ فنآوري مربوطه) ميتواند به مفهوم بسيار تقديسشده و بسيار تقبيحشدهي پيشرفت[1] معنايي بدهد- ناکاميها و کاميابيهاي ذهن انساني که پنچه در پنجهي واقعيت دارد را برايمان آشکار ميکند؛ به ما نشان ميدهد که در طريق معرفت، براي هر گام چه تلاش فوقبشرياي هزينه شدهاست، تلاشي که گاه منجر به يک جهش تمامعيار در انديشهي انساني شده است
0 نظرات شما:
ارسال يک نظر