۱ نوامبر ۲۰۰۶

و باز هم از استعاره ها

استعاره مفهومي است که قبلا بيشتر در حوزه مطالعات ادبي از آن بحث مي شد، اما از چند دهه گذشته دامنه مطالعات در باب استعارات به حوزه هاي ديگر علم نيز گسترش يافته است. البته آنچه پيشتر تحت عنوان استعاره در ادبيات مدنظر بود، بر آنچه امروز در زبان شناسي شناختي، فلسفه و علم مورد توجه است دقيقا منطبق نيست. مثلا نظريه معاصر استعاره در زبان شناسي شناختي بيشتر از آنکه يک نظريه عام در باب استعاره في نفسه باشد، يک نظريه عام درباره ماهيت شناخت مفهومي انسان است؛ به همين ترتيب، روانشناسان هنگام بحث از استعارات، بيشتر به فرايندهايي که در درک استعاره نقش دارند، مدل هايي براي درک استعاره، رمزگرداني،‌ جنبه هاي فرضيه سازي در استعاره و امثال آن نظر دارند؛ و نظريه پردازان سازمان نيز بيشتر به دنبال استعاره اي هستند که سازمان را بايد با آن فهميد و يا استعاره اي که براي رسيده به چشم انداز سازماني بايد بدان تزريق کرد. اما آنچه پي آمدهاي عملي بسيار ملموس و دامنه داري دارد، پارادايم معاصر استعاره در طيف منوعي از علوم است؛ در اين پارادايم، جهان خود را به چشمان ناظر بي پرده عيان نمي کند بلکه واقعيت همواره از غربال و عينک شبکه درهم تنيده مفاهيم موجود در ذهن مشاهده گر عبور مي کند و بعد به ادراک او مي رسد. اين پارادايم برخلاف پارادايم پوزيتويسم در علم (پيش از دهه 1950) که علم را آينه تمام نماي واقعيت ميدانست، بر نقش بي بديل و بنيادين شبکه مفاهيم ذهني مشاهده گر در امر تحقيق و تکوين نظريه هاي علمي تاکيد مي کند. مدل ها و استعاره ها مانند يک تور عمل مي کنند که با آن واقعيات را فرا چنگ مي آوريم. با تغيير شکل و شمايل و اندازه تور ممکن است ابعادي که با تور پيشين به دام نيفتاده بودند به دام ما بيفتند. تغيير استعاره اي که نظريه فيزيک نيوتوني مبتني بر آن بود، فيزيک مدرن را حاصل کرد که جنبه هاي پيشتر ناشناخته جهان را مکشوف ساخت. کاربرد استعاره ها اصولا دو گونه است:
کاربردهاي توصيفي
کاربردهاي تجويزي
گاه استعاره ها به عنوان ابزاري براي فهم و تبيين جهان به کار مي روند که موارد ناظر به کاربرد توصيفي استعاره است و گاهي از آن براي ايجاد تغيير استفاده مي کنيم که مربوط به جنبه تجويزي آن است.

0 نظرات شما: