نگاهي به ريشه هاي کلامي/اجتماعي مسيحيت صهيونيستي
مسيحيت صهيونيستي را به طور خلاصه " حمايت مسيحي از صهيونيزم" تعريف کرده اند. در هفدهمين کنگره صهيونيزم که در سال 1968 و در اورشليم برگزار شد نيز، صهيونيزم بر حسب اين پنج اصل تعريف شده است:
1-وحدت قوم يهود و مرکزيت اسرائيل در زندگي يهوديان 2- جمع شدن دوباره يهوديان در موطن تاريخي شان اسرائيل 3- تقويت کشور اسرائيل 4- صيانت از هويت قوم يهود 5- پشتيباني از حقوق يهوديان
توسعه صهيونيزم هاي غير يهودي و ريشه هاي آن در پيوريتانيزم، هزاره گرايي Millenarianism و مکتوبات آخرالزماني بين قرون هقدهم ونوزدهم امري آشکار است.
ظهور نص گرايي انجيلي
با اينکه پيروان مسيحيت صهيونيستي اعتقاد دارند اين نحله ريشه در خود انحيل دارد، معذلک محققان، ريشه هاي اين دکترين الهياتي و جنبش ديني را به دوره اصلاح ديني بر مي گردانند. سنت آگوستين در اثر جاودانه اش شهر خدا کليسا را محمل پادشاهي هزار ساله خداوند دانسته است؛ عقيده اي که تا دوره اصلاح ديني در کليساي کاتوليک قبول عام داشت. بدين ترتيب، در قرون ميانه يهوديان معاصر را از عبريان باستان متمايز مي کردند. همچنان که هم سنت آگوستين و هم کريسوستوم(344-407) و نيز گرگوري نسايي Gregory of Nyssa هم نسبت به خطرات وابسته کردن تقدس ديني با اماکن خاص هشدار ميدادند و نتيجتا مسيحيان را از زيارت فلسطين بر حذر مي داشتند: «خداوند در واقع در همه جا هست، و او که خالق همه هستي است نمي تواند در يک مکان محدود شود» (سنت آگوستين). هر چند ديدار امپراتريس هلنا در اواخر قرن چهارم از فلسطين، زيارت ارض مقدس را به صورت يک فريضه مذهبي جا انداخت. بعدها در قرون وسطي و با آغاز جنگ هاي صليبي، آزاد سازي ارض مقدس از دست کفار مسلمان و يهوديان مقدمه اي براي رجعت عيسي شمرده شد. اما در نهضت اصلاح ديني، ترجمه، انتشار و دسترسي آزاد به انجيل در ميان مردم عامي موجب يک تغيير پارادايم در شيوه هاي انديشيدن مردم شد. تفسير، ديگر امتياز ويژه يک سلسله آسماني شمرده نمي شد و بنا براين در تمام اروپا تفسير هاي تمثيلي از انجيل که شيوه رايج کاتوليک هاي رم بود جايگاه خود را از دست داده و توجه بيشتر به شرايط و زمينه هاي تاريخي و نيز تفسير هاي به نص(ظاهر) کتاب مقدس رايج شد. در همين زمان و تحت تاثير نوشته هاي تئودور بنزا Theodore Benza جانشين جان کالوين در ژنو و مارتين بوسر Martin Bucer در استراسبورگ، ارزيابي جديدي از جايگاه يهوديان در مقاصد خداوند به عمل آمد. کالوين مصر بود که تنها يک وعده الهي وجود دارد که هم مومنان عتيق و هم جديد مشترکاً به آن معتقدند: " به شما ميگويم كه بسا از مشرق و مغرب آمده در ملكوت آسمان با ابراهيم و اسحق و يعقوب خواهند نشست"(متي، 8/11) با اين که کالوين و لوتر هماننند کليساي روم کلمه اسرائيل[1] در نامه پولس رسول به روميان 11:25 را شامل هم يهوديان و هم مومنان غير يهودي مي دانستند ليکن بنزا و بوسر ترجيح دادند اين کلمه را بيشتر شامل يهوديان غير مومن و يهوديت بدانند. بسياري از ويراستاران بعدي انجيل ژنو Geneva Bible تحت تاثير کالوين و بنزا از اين تفسير حمايت کردند. در ويراست هاي 1557 و 1560 اين انجيل، توضيحي کوتاه در ذيل نامه پولس رسول به روميان 11، اسرائيل را "قوم يهود" تعريف کرده بود. در ويراست هاي بعدي اما اين واژه را چنان تفسير کردند که اين معنا را القا کند که قوم يهود به مسيح ايمان خواهند آورد. بواسطه همين پانوشت هاي توضيحي در اين ترجمه از انجيل که پيش از انجيل کينگ جيمز پر خواننده ترين انجيل در انگليس و اسکاتلند بود و به مدد نوشته هاي پيوريتن هايي چون ويليام پرکينز William Perkins و هاف براوتون Hugh Broughton انديشه تغيير دين قوم يهود به مسيحيت در بريتانيا و مستعمرات آمريکايي رواج يافت.
[1] زيرا اي برادران نميخواهم شما از اين سرّ بيخبر باشيد كه مبادا خود را دانا انگاريد كه مادامي كه پري امّتها درنيايد سخت دلي بر بعضي از اسرائيل طاري گشته است (رساله پولس رسول به روميان،فصل يازدهم،25)
1-وحدت قوم يهود و مرکزيت اسرائيل در زندگي يهوديان 2- جمع شدن دوباره يهوديان در موطن تاريخي شان اسرائيل 3- تقويت کشور اسرائيل 4- صيانت از هويت قوم يهود 5- پشتيباني از حقوق يهوديان
توسعه صهيونيزم هاي غير يهودي و ريشه هاي آن در پيوريتانيزم، هزاره گرايي Millenarianism و مکتوبات آخرالزماني بين قرون هقدهم ونوزدهم امري آشکار است.
ظهور نص گرايي انجيلي
با اينکه پيروان مسيحيت صهيونيستي اعتقاد دارند اين نحله ريشه در خود انحيل دارد، معذلک محققان، ريشه هاي اين دکترين الهياتي و جنبش ديني را به دوره اصلاح ديني بر مي گردانند. سنت آگوستين در اثر جاودانه اش شهر خدا کليسا را محمل پادشاهي هزار ساله خداوند دانسته است؛ عقيده اي که تا دوره اصلاح ديني در کليساي کاتوليک قبول عام داشت. بدين ترتيب، در قرون ميانه يهوديان معاصر را از عبريان باستان متمايز مي کردند. همچنان که هم سنت آگوستين و هم کريسوستوم(344-407) و نيز گرگوري نسايي Gregory of Nyssa هم نسبت به خطرات وابسته کردن تقدس ديني با اماکن خاص هشدار ميدادند و نتيجتا مسيحيان را از زيارت فلسطين بر حذر مي داشتند: «خداوند در واقع در همه جا هست، و او که خالق همه هستي است نمي تواند در يک مکان محدود شود» (سنت آگوستين). هر چند ديدار امپراتريس هلنا در اواخر قرن چهارم از فلسطين، زيارت ارض مقدس را به صورت يک فريضه مذهبي جا انداخت. بعدها در قرون وسطي و با آغاز جنگ هاي صليبي، آزاد سازي ارض مقدس از دست کفار مسلمان و يهوديان مقدمه اي براي رجعت عيسي شمرده شد. اما در نهضت اصلاح ديني، ترجمه، انتشار و دسترسي آزاد به انجيل در ميان مردم عامي موجب يک تغيير پارادايم در شيوه هاي انديشيدن مردم شد. تفسير، ديگر امتياز ويژه يک سلسله آسماني شمرده نمي شد و بنا براين در تمام اروپا تفسير هاي تمثيلي از انجيل که شيوه رايج کاتوليک هاي رم بود جايگاه خود را از دست داده و توجه بيشتر به شرايط و زمينه هاي تاريخي و نيز تفسير هاي به نص(ظاهر) کتاب مقدس رايج شد. در همين زمان و تحت تاثير نوشته هاي تئودور بنزا Theodore Benza جانشين جان کالوين در ژنو و مارتين بوسر Martin Bucer در استراسبورگ، ارزيابي جديدي از جايگاه يهوديان در مقاصد خداوند به عمل آمد. کالوين مصر بود که تنها يک وعده الهي وجود دارد که هم مومنان عتيق و هم جديد مشترکاً به آن معتقدند: " به شما ميگويم كه بسا از مشرق و مغرب آمده در ملكوت آسمان با ابراهيم و اسحق و يعقوب خواهند نشست"(متي، 8/11) با اين که کالوين و لوتر هماننند کليساي روم کلمه اسرائيل[1] در نامه پولس رسول به روميان 11:25 را شامل هم يهوديان و هم مومنان غير يهودي مي دانستند ليکن بنزا و بوسر ترجيح دادند اين کلمه را بيشتر شامل يهوديان غير مومن و يهوديت بدانند. بسياري از ويراستاران بعدي انجيل ژنو Geneva Bible تحت تاثير کالوين و بنزا از اين تفسير حمايت کردند. در ويراست هاي 1557 و 1560 اين انجيل، توضيحي کوتاه در ذيل نامه پولس رسول به روميان 11، اسرائيل را "قوم يهود" تعريف کرده بود. در ويراست هاي بعدي اما اين واژه را چنان تفسير کردند که اين معنا را القا کند که قوم يهود به مسيح ايمان خواهند آورد. بواسطه همين پانوشت هاي توضيحي در اين ترجمه از انجيل که پيش از انجيل کينگ جيمز پر خواننده ترين انجيل در انگليس و اسکاتلند بود و به مدد نوشته هاي پيوريتن هايي چون ويليام پرکينز William Perkins و هاف براوتون Hugh Broughton انديشه تغيير دين قوم يهود به مسيحيت در بريتانيا و مستعمرات آمريکايي رواج يافت.
[1] زيرا اي برادران نميخواهم شما از اين سرّ بيخبر باشيد كه مبادا خود را دانا انگاريد كه مادامي كه پري امّتها درنيايد سخت دلي بر بعضي از اسرائيل طاري گشته است (رساله پولس رسول به روميان،فصل يازدهم،25)
full text part one
0 نظرات شما:
ارسال يک نظر